فارسی یک دو سه
ایران: ۹:۱۴ صبح
چهارشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۸

لطفا واژه مورد نظرتان را به انگلیسی یا فارسی تایپ کنید و کلید جستجو را بزنید   
Farsi123
      
    
                    کلیدهای تلفظ      حالات دستوری
ex.treme

شنیدن تلفظ
۱- شدید (ترین)، اشد، گزافه، نامعتدل، مفرط، تند و تیز، حد غایی،
بیشترینه، شور
extreme pain
درد شدید
extreme cold
سرمای شدید، شورسرما
extreme measures
اقدامات شدید
to an extreme degree
به اشد درجه، تا آخرین درجه

۲- اقصی، دورترین، منتهی‌الیه، انتها، - ترین
in the extreme north of the island
در شمالی ترین جای جزیره
the extreme edge of the forest
دورترین مرز جنگل
extreme old age
نهایت پیری
love and hate are two opposite extremes
عشق و تنفر دو نقطه‌ی مقابل هم هستند.
... the hardship became extreme
... مشقت به حد نهایت رسید

۳- غیرعادی، غیر متعارفی، ناروال ۴- (اندیشه و سیاست و غیره)
افراطی، افراط آمیز، گزافکار (انه)، گزافگرای، گزافگرایانه، فزونگرای،
فزونگرایانه
the party's extreme left and extreme right wings
جناح‌های افراطی چپ و راست حزب
his political ideas are too extreme
اندیشه‌های سیاسی او بسیار افراطی است.

۵- (قدیمی) نهایی، پایانی، فرجامی ۶- شدت، حدت، تندوتیزی
an extreme of poverty
شدت فقر
she could not tolerate the extreme heat of Kashan
او تاب تحمل گرمای شدید کاشان را نداشت.

۷- (ریاضی) فرین، استرین، بنال، بنالی، اکستریم ۸- بیشترین،
فزونین، حداکثر، بیشینه
extreme kindness
حداکثر لطف
extreme patience
بیشترین شکیبایی
extreme point
نقطه‌ی کرانه
extreme heat
شور گرما
● extremes
دو نقطه با دورترین فاصله، دو نقطه‌ی متقابل، بیشترینه‌ها
● go to extremes
(در عمل یا حرف) شورش را درآوردن، زیاده‌روی کردن، گزافکاری
کردن، افراط و تفریط کردن
● in the extreme
به منتهای درجه، به حد افراط
uncomfortable in the extreme
ناراحت به شدیدترین وجه
● extremely, adv.
۱- به شدت ۲- (به طور) فوق‌العاده ۳- بسیار، زیاد، بی‌نهایت
I am extremely happy to have met you
از ملاقات شما بی‌نهایت خوشوقتم.
the weather was extremely hot
هوا به شدت گرم بود.
ex.treme¯ness, n.



contact@farsi123.com

© 2004-2018 Farsi123
Version 6.1