|
۱- مهارت، کارآمدی، زبردستی، چیرهدستی، استادی، استادکاری،
هنرمندی، صنعتگری، دستورزی، هوتخشی، آمودش
manual craft
مهارت یدی
great craft in catching fish
چیرهدستی زیاد در ماهیگیری
۲- هنرهای دستی، صنایع دستی، کار دستی، حرفه (در کارهای
دستی)، پیشهوری، هوتخش
he was a carpenter and practiced his craft with dexterity
او نجار بود و حرفهاش را با مهارت دنبال میکرد.
arts and crafts
هنر و کارهای دستی
an international craft festival
جشنوارهی بینالمللی هنرهای دستی
the journalistic craft
حرفهی روزنامهنگاری
۳- صنف، اتحادیهی صنعتگران و هنرمندان کارهای دستی، صنف
پیشهوران، هوتخشان
the craft of ironmongers
صنف آهنگران
۴- حیلهگری، حیله، نیرنگ، فسون، ترفند، فریب، مکر، دورویی، تزویر،
خدعه
to resort to craft
به نیرنگ متوسل شدن
an enemy of great craft and subtlety
دشمن پر حیله و بسیار زرنگ
۵- (جمع آن: craft بدون s) هواپیما، کشتی، قایق، ناو (دریایی یا
فضایی)
when the sea is stormy, small craft should not put to sea
وقتی که دریا توفانی است قایقهای کوچک نباید به دریا بروند.
۶- (معمولا به صورت اسم مفعول) ساختن (با هنرمندی)، (با
استادی) درست کردن، آمودن
skillfully crafted table
میزی که با هنرمندی ساخته شده است
۷- (مهجور) نیرو، قدرت
|