فارسی یک دو سه
ایران: ۴:۵۱ صبح
پنج‌شنبه ۴ تير ۱۴۰۵

لطفا واژه مورد نظرتان را به انگلیسی یا فارسی تایپ کنید و کلید جستجو را بزنید   
Farsi123
      
    
                    کلیدهای تلفظ      حالات دستوری
del|i.cate
delicate  (del¯i kit)

شنیدن تلفظ
۱- خوشایند، دلچسب، دلپذیر، لذیذ
a delicate flavor
طعم لذیذ
a delicate odor
بوی خوش
delicate colors
رنگ‌های دلپذیر
a delicate red color
رنگ قرمز ملایم

۲- (ساختمان یا بافت یا کیفیت) ظریف، لطیف، نازک، نرم، پاژ، نازک
سرشت، پر ریزه‌کاری
delicate cloth
پارچه‌ی نرم و نازک
a child's delicate skin
پوست لطیف کودک
a delicate design
طرح ظریف

۳- موشکافانه، دارای ظرافت و حساسیت
a delicate difference
تفاوت ظریف و اندک

۴- زودشکن، زودآسیب، گزندپذیر، آسیب‌پذیر، حساس، نرم‌دل، علیل
مزاج، زود بیمار، مافنگی
a delicate stomach
معده‌ی حساس
a delicate vase
گلدان ظریف (زود شکننده)
a delicate child
کودک رنجور

۵- (وضع و غیره) حساس، سرنوشت ساز، اندیش سز (سزاوار
اندیشه و تعمق و مهارت)
a delicate situation
وضعیت حساس
a delicate balance of powers
موازنه‌ی دقیق نیروها

۶- با ملاحظه، ملاحظه‌کار، پاسگر، پایشگر، نازک‌بین
he reported the bad news as delicately as he could
او آن خبر بد را با ملاحظه کاری تمام گزارش داد.

۷- موشکاف، موی‌بین، زودانگیخت، پرمهارت، زود دریاب
a delicate instrument
ابزار دقیق و حساس
he has a delicate ear for music
گوش او نسبت به موسیقی حساس است.
a delicate sense of smell
حس بویایی حساس

۸- زودرنج، مشکل پسند، نازک نارنجی ۹- (قدیم) رجوع شود به:
delicacy
del¯i.cately, adv. del¯i.cate.ness, n.



contact@farsi123.com

© 2004-2020 Farsi123
Version 7.3 DreamHost PHP 8.1