فارسی یک دو سه
ایران: ۱:۳۴ بعدازظهر
شنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۵

لطفا واژه مورد نظرتان را به انگلیسی یا فارسی تایپ کنید و کلید جستجو را بزنید   
Farsi123
      
    
                    کلیدهای تلفظ      حالات دستوری
grade
grade  (grād)
grad¯|ed, grad¯ing
شنیدن تلفظ
۱- درجه، زینه، ارج، پایه، مرتبه، مرحله، پله
grade A eggs
تخم مرغ درجه‌ی یک
his grade is higher than mine
رتبه‌ی او از من بالاتر است.

۲- درجه بندی کردن، مرحله مرحله کردن، طبقه بندی کردن یا شدن،
زینه کردن یا شدن
they have graded the apples by size
سیب‌ها را از نظر اندازه طبقه بندی کرده‌اند.

۳- (آموزش) کلاس، پایه، دانشپایه، نمره، نمره دادن
fifth grade
کلاس پنجم
a passing grade
نمره قبولی
a failing grade
نمره ردی
he got the highest grade
او بالاترین نمره را گرفت.
she has not yet graded all of the papers
هنوز همه‌ی ورقه‌ها را نمره نداده است.

۴- (آمریکا - تسطیح و راه سازی و غیره) میزان شیب، زمین تراز یا
شیب سازی شده (به ویژه در اطراف ساختمان) ۵- هموار کردن ۶-
(دامداری) حیوانی که یکی از والدینش از نژاد خالص است ۷- (برای
بهسازی نسل) با حیوان اصیل جفت کردن
they graded up the cow with a pure-bred bull
گاو ماده را با گاوی اصیل جفت گیری کردند.

۸- مدرج کردن ۹- به تدریج عوض شدن، زمینه بندی کردن، از
مرحله‌ای به مرحله‌ی دیگر رفتن ۱۰- (با: down) سرازیر کردن یا
شدن، (با: up) سربالا کردن یا شدن، شیب‌دار کردن یا شدن
the road grades down gently
راه دارای سرازیری ملایمی می‌شود.

۱۱- (ریاضی) ضریب زاویه ۱۲- مدرج کردن ۱۳- (معدن) دانه‌بندی
کردن ۱۴- دارای شیب یکنواخت ۱۵- عیار
● at grade
هم تراز، هموار، هم پایه، در یک سطح
● the grades
دبستان، مدرسه‌ی ابتدایی
● to be up to grade
واجد شرایط، مطابق استاندارد، به درجه‌ی مطلوب
● to make the grade
۱- به بالای سر بالایی رسیدن ۲- بر مشکلات فائق شدن، کامیاب شدن

-grade
grade _  (grād)

پسوند: راه رونده (به طریق خاصی)، حرکت [plantigrade]



contact@farsi123.com

© 2004-2020 Farsi123
Version 7.3 DreamHost PHP 8.1