فارسی یک دو سه
ایران: ۴:۲۲ صبح
يکشنبه ۱۷ خرداد ۱۴۰۵

لطفا واژه مورد نظرتان را به انگلیسی یا فارسی تایپ کنید و کلید جستجو را بزنید   
Farsi123
      
    
                    کلیدهای تلفظ      حالات دستوری
hol.low
hollow  (höl¯ō¯)

شنیدن تلفظ
۱- توخالی، پوک، میان تهی، کلاک
a hollow ball
گوی توخالی
a pipe is a hollow rod
لوله عبارتست از یک میله‌ی توخالی.
a hollow walnut
گردوی پوک
the trunk of this tree is hollow
تنه‌ی این درخت پوک است.

۲- گود، فرورفته، کاواک، میان فرود، کاو، توگود
a hollow spot in the road
چاله در جاده
the force of the meteor made a hollow place in the plain
نیروی (اصابت) شهاب در دشت ایجاد گودی کرد.

۳- گود افتاده، لاغر و رنگ پریده، تورفته، فرورفته
hollow cheeks
گونه‌های گود افتاده
his face became gaunter and more hollow with each passing year
هر سال چهره‌اش نزارتر و لاغرتر می‌شد.

۴- پوچ، بی‌ارزش
a hollow victory
پیروزی بی‌ارزش
(T.S.Eliot) we are the hollow men
ما انسان‌های پوچ هستیم.
a hollow generation of youths
نسلی از جوانان درون تهی

۵- (صدا) مبهم و پر پژواک، گرفته و نامشخص، ژرف و پرطنین
a hollow groan
ناله‌ی عمیق
the hollow echo of the monkeys' call
پژواک درهم و برهم صدای میمون‌ها

۶- غیر صادقانه، دروغین
a hollow promise
قول توخالی
a hollow greeting
سلام علیک (یا خوش‌آمد) دروغین
all that hollow talk about eternal peace!
آنهمه حرف‌های پوچ درباره‌ی صلح ابدی!

۷- گودی، فرورفتگی، کاواکی، چال، حفره، دره‌ی کوچک
the hollow in the tree's trunk gets bigger each year
پوکی تنه‌ی درخت هرسال بزرگتر می‌شود.
the hollow of my hand
فرورفتگی کف دست من
a wooden hollow
دره‌ی پردرخت

۸- توخالی کردن یا شدن، میان تهی کردن یا شدن، پوک کردن یا
شدن، پوچ کردن یا شدن، (معمولا با : out) کندن و تهی کردن
they hollow out their nests in rocky ground
آنها لانه‌ی خود را در زمین سنگی می‌کنند.

۹- گود کردن، کاواک کردن، کاو کردن، کاویدن ۱۰- گرسنه
● beat all hollow
بهتر بودن، رجحان داشتن
hol¯lowly, adv. hol¯low.ness, n.



contact@farsi123.com

© 2004-2020 Farsi123
Version 7.3 DreamHost PHP 8.1