|
۱- (ورزش) تیم، یارگان
Iran's football team
تیم فوتبال ایران
۲- (ارتش) گروهان، نفرات ۳- دسته، گروه
a firefighting team
گروه آتش نشانی
a team of divers
(دستهی) غواصان
a team of fresh horses for the carriage
یک دسته اسب تازه نفس برای کالسکه
۴- (مهجور) زاد و رود، اعقاب، نوادگان، نسل ۵- (مهجور) دستهی
بچه خوک یا بچه مرغابی ۶- (اسب) باهم به کالسکه (و غیره) بستن،
با هم یوغ کردن
two skinny horses were teamed to a plow
دو اسب لاغر را به دستگاه شخم بسته بودند.
۷- (اسبهای کالسکه و غیره را) راندن، (با چند اسب) حمل کردن
Tow team lumber
با اسب الوار بردن
۸- (معمولا با: up) همگروه شدن، (در یک گروه) همکاری کردن،
متحد شدن، همدست شدن
to team up on a research project
در یک طرح پژوهشی همگروه شدن
the two companies have teamed up to develop a new rocket
آن دو شرکت برای به وجود آوردن یک موشک جدید با هم همدست
شدهاند.
۹- وابسته به تیم یا گروه، گروهی، تیمی، دستهجمعی، جمعی
team sports
ورزشهای گروهی
team effort
کوشش دسته جمعی
team spirit
روحیهی جمعی
|